ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

 

شعر و یوتوپیا

 

 

1

افلاطون حق داشت شاعر را از جمهورش بیرون براند و شاعران نباید از او کینه‌ای به دل راه دهند؛ چرا که نه تنها وجود شهروندی به نام شاعر برای یوتوپیا مضر و خطرآفرین است، بلکه برای شاعر نیز هیچ چیز هولناک‌تر از زیستن در یوتوپیا نیست.

شعر واکنشی به نابسنده بودن جهان است و به زبانی که این نابسندگی را کمالی مطلق و فاقد خلاء جلوه می‌دهد، و یوتوپیا موقعیتی که در آن همه چیز سر جای خوش قرار دارد و هر شهروندی به کاری مشغول است که به راستی به آن میل دارد.

به طور دقیق نمی‌توان گفت چنان‌چه هر یک از اشکال یوتوپیا از قبیل جامعه‌ی آرمانی افلاطون، آرمانشهر مسخره‌ی تامس مور یا کمونیسم "واقعا‍ً ناموجود" صورت‌بندی شده توسط مارکس روزی تحقق یابد، چه بر سر شعر یا حتا رمان (به عنوان دستاورد بورژوازی) خواهد آمد. اما می‌توان مدعی شد تحقق هر شرایطی که موقعیت برزخی شاعر را با تهدید مواجه سازد، شعر او را به تعطیلات خواهد کشاند. شاعر در یوتوپیا موجودی خنثاست و حرفی برای گفتن ندارد. شاعر هرچند از موقعیت برزخی خود رنج می‌برد، اما بدبختانه همین موقعیت برایش موجد خلاقیت است و از این رو هرگاه به خطر افتد یا کلاً دست از کار می‌کشد و یا بر ضدش خواهد شورید. برای او هم حضور در یوتوپیا جهنم است و هم حضور در ضد آن (dystopia)؛ چرا که امیالش در برزخی مابین این دو رخ می‌دهند؛ یعنی مقاومت در برابر زبانی که جهان را بسنده و کامل جلوه می‌دهد. حال آن‌که در یوتوپیا قرار است هیچ رخنه‌ای در زبان ممکن نباشد، تقابل‌ها از بین رفته و فاصله‌ها بی‌معنا شده باشند. در یوتوپیا زبان به کارکرد ناب خودش دست پیدا می‌کند و برای همیشه از کار می‌افتد. (در زمانه‌ی محو استعاره دیگر چه کاری برای شاعر باقی خواهد ماند؟)  

2

در یوتوپیا به شعر نیازی نیست و در شاعر نیز میلی به سرودن نخواهد بود. شاعر اصولاً موجودی است که هیچ‌گاه سر جای خودش نیست. او شعر را از موقعیتی دشت می‌کند که برای خودش رنجبار است. جهان با شاعر اساساً بیگانه است و شعر شهادتنامه‌ای بر این رنج و بیگانگی. بر خلاف غالب شهروندان که قرار گرفتن در جایگاه در خور برای‌شان خوشایندترین حالت ممکن است، شاعر هرگز از حضور در این جایگاه احساس رضایت نخواهد کرد و بنابراین ممکن است به تخریب جهانی روی آورد که همگان بدان میل دارند.

در این شکی نیست که غم نان و سرپناه و اجبار به انجام کار بیگانه با خود شاعر (یا کلاً هنرمند خلاق) را به تسلیم وا می‌دارد. اما از طرفی چالش و مبارزه‌ی واقعی برای او زمانی آغاز می‌شود که تمام امکانات رفاهی موجود را بی هیچ چشم‌داشتی در اختیارش بگذارید و از او بخواهید جز به آفرینش نیندیشد. چرا که با این کار تمامی امکانات "رخ دادن" شعر را از او دریغ کرده‌اید. (طبعاً اگر این امکانات را در اختیار یک صنعتگر بگذارید موضوع کاملا فرق می‌کند).

بنابراین در یوتوپیا شاعر یا موجودی بی‌مصرف و از کار افتاده خواهد بود و یا پدیده‌ای که بر علیه همه چیز می‌شورد و به تخریب زبان اقدام می‌ورزد، که در نتیجه شهروندی خاطی تلقی خواهد شد. شخصیت شاعر فیلم "ماهی بزرگ" اثر "تیم برتون" به چنین جهانی تبعید شده. او دوازده سال بر روی شعری در وصف محیط پیرامونش کار کرده و تازه به این نتیجه رسیده که "چمن سبز است و آسمان آبی، شهر ما هست بسا عالی!" او دست آخر برای رهایی از این ملال و بیهودگی ناب از آرمانشهر می‌زند بیرون و در سرقت بانک‌ها لذتی می‌یابد که در هیچ یوتوپیایی قابل تحقق نیست.    

3

شعر در یوتوپیا هرگز تحقق نمی‌یابد و در عین حال یوتوپیا نیز هرگز تحقق نخواهد یافت. اما آیا شعر در شرایطی که یوتوپیا هنوز تحقق نیافته یا از آن‌جا که هرگز تحقق نخواهد یافت، قرار است ادامه یابد؟ و این‌که آیا اصلاً هدف شاعر دستیابی به یوتوپیاست؟ یعنی به نقطه‌ای که تاریخ به پایان می‌رسد؛ نقطه‌ای که در آن همه چیز خیر است (چرا که سر جای خودش قرار دارد) و مبادلات میان انسان‌ها دیگر به مبادلات میان کالاها تقلیل نمی‌یابد و ... . شاعر در چنین دنیایی چنان‌چه به شکست عشقی هم دچار شود و بخواهد در وصف حالش شعری قلمی کند، نمود عینی آن فراق چنان بی‌واسطه و از هر جهت کامل و غیر قابل نفوذ خواهد بود که شعر او هرگز به گرد پایش نخواهد رسید. 

پاسخ مثبت به این پرسش‌ها جز واکنشی احساسی تلقی نخواهد شد. آن هم در زمانه‌ای که شعر در جهتی کاملاً معکوس به سوی محو و نابودی سوق داده می‌شود.

 

 

دومان ملکی
انتشار: شهریور 94
بایگانی شده در: یادداشت

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر