ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

سریش سرمایه

 

 

 

 

سرمایه از بازتولید مدام گونه‌ای زیبایی که در رابطه‌ای پایان‌ناپذیر با مصرف قرار گیرد و تداوم بی‌وقفه‌ در مدیریت عرضه‌ی تعریفی دلخواه از آن ناگزیر است. برای سرمایه هیچ چیز زیباتر از کارت‌پستال تصویری غم‌انگیز از غروب یا پوستی صاف و بدون چروک نیست.‌ اصلاً وظیفه‌ی سرمایه همین است: مقاومت در برابر تغییر.   

به احتمال فراوان منظور از افاضه‌ای که می‌گوید اثر هنری نباید در خدمت چیزی جز خودش باشد، این نیست که اثر هنری ناب می‌باید با جهان بیرون قطع رابطه کرده و چنان وانمود کند که انگار جهان دیگری موجود نیست. چنین چیزی ناممکن است، اما این ناممکنی به هیچ عنوان از خصلتی فلسفی برخوردار نیست. اثر هنری هرگز در خلأ آفریده نمی‌شود و داعیه‌ی خودبسندگی به معنای انکار جهان بیرون توهمی بیش نیست. پس بحث بر سر چگونگی این رابطه است و این‌که اثر هنری تا چه اندازه به الگوهای حاوی ارزش و مورد تأیید جهانی که از آن مشتق گشته پای‌بند بوده یا از آن‌ها عدول نموده است.

اثر هنری هنگامی هستی می‌یابد که در برابر زبان حاکم مقاومت ورزد. این زبان، از مارکس به بعد، همان زبان سرمایه‌داری و بورژوازی است. اما به شرط آن‌که، دست‌کم در مورد اثر هنری، قائل به رویکردی تقابلی نشویم. یعنی فرضاً این مقاومت را به ایستادن در جبهه‌ی مقابل (هم‌چون مورد رئالیسم سوسیالیستی) تعبیر نکنیم. میلان کوندرا به خوبی با توسل به نقل قولی از هرمان بروخ می‌گوید رمان صاحب کارکردی است که تنها در شکلی به نام رمان امکان‌پذیر است و در عین حال در هر عصری نویسندگانی از دل این شکل ویژه، نوشتار ویژه‌ی خود را بیرون کشیده و آفریده‌اند. شیوه‌ی نگاه کافکا به بوروکراسی تنها در شکلی به نام رمان قابل اجراست و شیوه‌ی نوشتار او در دل چنین شکلی هم‌چنان بی‌همتا. اما، چنان‌که گذر زمان اثبات نموده، طرز نگاه جرج اورول به جوامع کنترلی در رمان 1984 را می‌توان در هیأت رساله‌ای نیز بازنمود. طرز نگاه فلوبر، داستایوسکی یا رب‌گریه تنها در همان شکل اجرا امکان‌پذیر است و در نتیجه این‌ها هر یک در ساختن تاریخ نقشی تعیین‌کننده داشته‌اند، اما تمام اشکال هنری موسوم به رئالیسم سوسیالیستی، از آن‌جا که کارکردشان جز خدمت‌رسانی به ایدئولوژی حاکم نبوده، آثاری بیرون افتاده از تاریخ و در نتیجه کالاهایی در خدمت سرمایه‌اند، چراکه هر اندیشه‌ای به محض آن‌که مجذوب سرمایه گردد شکل حاکمیت به خود می‌گیرد و در این مورد، سوسیالیسم نیز جز روی دیگر سرمایه نیست.

آلتوسر، بازتولید را بازآفرینی ارزش‌های مورد قبول گفتمان حاکم می‌دانست. بر این مبنا، اثر هنری با نفی ارزش‌هایی که توسط جریان رسمی و ایدئولوژی حاکم جذب و ضبط گردیده و در خدمت منافع آن قرار گرفته هستی می‌یابد. گفتمان هنر در هر عصری از قواعدی عدول نموده و بر قواعدی اصرار ورزیده و گاهی به قواعد پیشین بازگشته و آن‌ها را از نو مورد بازخوانی قرار داده و گاهی نیز ... این سیر در تاریخ هنر امری ضروری و بدیهی است. اما پرسش این‌جاست که چه چیز مشکوکی در این بداهت و طبیعی جلوه کردن نهفته است؟

رولان بارت نیز معتقد بود کل اندیشه‌ی مدرن محصول بورژوازی به عنوان طبقه‌ی حاکم است. به زعم بارت، راز مقاومتی که به هستی یافتن اثر هنری منجر می‌گردد در شکل اجرای آن نهفته است. آن‌چه بارت «درجه‌ی صفر نوشتار» می‌خواند، به موقعیتی اشاره دارد که در آن اثر ادبی به سوی تهی شدن از تمامی معیارهای زیباشناختی حاکم بر زمان خود در حرکت است. در ستایش آزادی بسیار سخن می‌توان راند، اما تنها شکل اجراست که بینشی متفاوت از این نشانه‌ی اشباع گشته نصیب مخاطب می‌کند و نه محتوای مورد بحث. اگر بنویسیم «و ای کاش روزی برسد که تمام انسان‌ها در کمال آزادی، برابری و برادری در کنار یک‌دیگر زندگی کنند» دست‌کم در عرصه‌ی هنر مرتکب هیچ عملی نشده‌ایم. شاعری که می‌نویسد «امروز همه جا تعطیل است/من اما سرم شلوغ/ چون به تو می‌اندیشم» موجودی فرصت‌طلب، نان به نرخ روزخور و در نتیجه بیرون افتاده از تاریخ بیش نیست، چراکه اثر او با تبعیت از عام‌ترین معیارهای به اصطلاح زیباشناختی که به تقریب در تمام زمان‌ها مورد پذیرش نازل‌ترین سطوح ذوق عامه بوده‌اند با تمامی وجوه حاکمیت زمانه همدست می‌شود و بر ستون‌های پوسیده اما هم‌چنان پابرجای ارزش‌های درخواستی کم‌ترین لرزه‌ای نمی‌افکند و از این رو هرگز هستی نمی‌یابد. همین شاعر اگر به سفارش مخاطبش سراغی از اجتماع و سیاست نیز بگیرد حاصل کارش تنها اندکی به حجم عظیم ادبیات و هنر فله‌ای زمانش که پیشاپیش تحت عنوان «معترض» نامگذاری و در نتیجه نمادین گشته، خواهد افزود و لاغیر. عمله‌ی زبان، کسی است که محصولش هیچ تغییری در شرایط موجود ایجاد نمی‌کند و در نتیجه هیچ کاری انجام نمی‌دهد. او کرم‌وار از جریان حاکم تغذیه می‌کند تا روزی که باد کند و (به قول نیچه) با کوچک‌ترین سوزنی بترکد و در تاریخ محو گردد.

تمام آثار هنری که نقشی در ساختن تاریخ داشته‌اند از طریق مقاومت در برابر بازتولید ارزش‌های مطلوب جریان حاکم بدین مقصود نائل آمده‌اند، پس طبعاً حاصل رنجند، اما رنجی که هرگز نمادین نمی‌شود. یعنی به نمایشی از رنج بدل نمی‌گردد. معیارهای زیباشناختی حاکم بر هر دوره فشاری خردکننده بر هنرمند وارد می‌آورند و برای همدست ساختن محصول کار وی با خود به وسوسه‌هایی مقاومت‌ناپذیر توسل می‌جویند. سرمایه به ما می‌آموزد که بهای هر چیزی را باید پرداخت، از جمله بهای شهرت را. بنابراین ممکن است هنرمند از آن سوی بام نیز سقوط کند، یعنی به توهم درک‌ناشدن دچار گردد و این امر را به ژستی ویژه برای خود بدل سازد. سرمایه و بازار به چنین آثار و هنرمندانی هم نیازمند است؛ به دلقک‌های صحنه‌ی نمایش بی‌معنایی. اما باید راه سومی هم باشد. نمی‌توان اندیشه‌ی تغییر را به عمل مبدل ساخت بی‌آن‌که گوشه‌ی دامنی آلوده گردد.    

سرمایه سریشی چنان چسبنده است که دیر یا زود مقاومت زبانی را که در برابرش ایستاده می‌شکند و آن را جذب خود می‌سازد (تصویر کافکا سرانجام همراه با عبارتی قصار از او بر تی‌شرت چاپ می‌شود). ممکن است هنر برای ایستادگی در برابر زور سرمایه (که هماره بر آن می‌چربد) به ترفندهایی متوسل گردد و بر آن‌ها نام‌هایی نهد. به عنوان مثال با احضار آیرونیک یا هجوگونه‌ی عناصر چنین جهانی در خود، سویه‌های مبتذل و مغفول مانده‌ی آن‌ها را به نمایش گذارد. یعنی آن چیزی را که گفتمان حاکم از زیردستانش پنهان می‌دارد. اما باید هوشیار بود که سریش چسبنده‌ی سرمایه حتا جهانی را که به هجو او سرگرم است به عنوان ابزار مفرح تمسخرش جذب خود می‌کند. چنان‌که نقاشی‌های خیابانی کیت هرینگ و ژان میشل باسکیت یا کارتن‌های صابون بریلوی اندی وارهل سرانجام به موزه‌ها راه می‌یابند (جهان سرمایه این اتفاق را در مورد اول به بخت و اقبال و در دومی به هجو فضای حاکم از طریق ابزار خودش تعبیر می‌کند.) یا یک اتود ساده و بی‌ارزش از پیکاسو تنها به این دلیل که امضای او پای آن نقش بسته به بهای گزافی به فروش می‌رسد و تمامی آثار ارزشمند او که در ساختن تاریخ هنر نقشی انکارناپذیر داشته‌اند به هر کسی که پول بیش‌تری پرداخت کند تعلق خواهد گرفت. در جهان صنعت‌فرهنگ، به قول آدورنو، مخاطب به بهایی که برای بلیت کنسرت می‌پردازد نیز می‌اندیشد و این موضوع لاجرم بر قضاوت او بر کیفیت اثری که اجرایش را به تماشا نشسته تأثیر می‌گذارد.

سالوادور دالی این مظاهر را از لجش به شکلی کودکانه مورد تمسخر قرار می‌داد. مثلاً پای بومی را که با تفنگی حاوی رنگ به آن شلیک کرده بود امضا می‌زد و بهایی گزاف برایش تعیین می‌کرد، یا برای رفتن به کافه‌ای در چند قدمی آتلیه‌اش تاکسی خبر می‌کرد و هنگامی که راننده با یک نیش ترمز به مقصد می‌رسید، اسکناسی درشت در کفش می‌نهاد و در همان حال به سرعت از اتومبیل پیاده می‌شد تا راننده فرصت نکند باقی پول را پس بدهد!

Andy Warhol, Brillo Box, 1964

نوشتن مستلزم کنار نشستن است و تهی گشتن از هر حاصلی. نه کسب موفقیت پاداشی برای نوشتن است و نه شکست جزایی برای آن. نویسنده‌ای که جز این بیاندیشد، یعنی خود را موجودی حرام شده یا بر عرش نشسته بیانگارد، در هر دو حالت اسیر سرمایه است و غافل از مخاطب عریان درون. اما منظور از "سرمایه" چیست؟ سرمایه همان "دیگری" خیره‌ای است که قضاوتش به قلم جهت می‌بخشد. گریزی از آن نیست و مشارکتش در روند خلق متن ضروری است؛ چه برای متنی که همدستی پیشه می‌کند و چه برای آن‌که از طریق مقاومت در برابرش هستی می‌یابد.

اما چرا نباید بدبین بود؟ سرمایه دیر یا زود هر چیزی را که بر ضدش شوریده باشد به کالایی برای مبادله بدل می‌سازد. اثر هنری نیز از این امر مبرا نیست و در هر حال به این دام درخواهد غلتید. اگر در میان هزاران اثر هنری سفارشی که در دوران رنسانس بر دیوار کلیساها نقش بسته شاهکارهای داوینچی و میکل آنجلو هم‌چنان می‌درخشند، به این دلیل است که در این آثار چیزی ورای سفارش، ورای ارزش‌های درخواستی، خلق گشته که برسازنده‌ی تاریخ هنر بوده است. هر اثر هنری پیشرویی روزی جذب خواهد شد، اما راز ماندگاری‌اش در خوانشی نهفته است که آیندگان از آن به عنوان راهنمای مقاومت در برابر اصول زیبایی‌شناسانه‌ی زمانه‌ی خود و نقشی که در تغییر مسیر تاریخ ایفا نموده، صورت می‌دهند.   

پس بحث بر سر میزان مقاومت در برابر چنین سرنوشتی است و حرکت به سوی این ناممکنی. چنان‌که از پیام بارت برمی‌آید: اسارت قطعی است، اما می‌توان اسیری دست و پا بسته نبود و محصولی خلق کرد که تا حد امکان از کالایی شدن تن می‌زند.

  

 

 

 

دومان ملکی
انتشار: مرداد 94

بایگانی شده در: یادداشت

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر