ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

نپرس از ثانیه‌ها چه می‌دانم؟
از شاهرگی آماده بر میز
و آن چاقوی بی‌مروتِ نک‌تیز

هیچ سهمی از من در تو نیست

مگر ستایش واژه‌هایی
-آن هم تک و توک-
که البته
در نظرت چیز کمی نیست

کافی‌ست اندکی لب فروبندم
تا در دم به بیکاره‌ای بدل گردم ناچیز
که حتا کفتارها از بوییدنش احتراز می‌کنند.

حاصل آن‌که مرا
از ویروس قافیه گریزی نیست
گاهی دچارش می‌شوم
یعنی به جای چپق
تپق را انتخاب می‌کنم

برای درک بهتر
می‌توانی پرسه زنی بی‌احتیاط را تصور کنی
که روزه‌ی سکوت گرفته
تا راه بازگشت را گم کند
(او که زمانی هر تپقش نام تو بود).

پس لازم است
هر تیکش به تاکی لال ختم شود
هر گامش به درکی استوار
از گذشته‌ای ناهموار

 

 

 

دومان ملکی
انتشار: اردیبهشت 92
بایگانی شده در: شعر

 

 

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر