ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

وقتی می‌پرسم ساعت چند است
درست جواب بده
چون می‌‌خواهم بدانم ساعت چند است
نمی‌خواهم بدانم چرا دیر کرده‌ای
وقتی می‌پرسم بدنت از چند لیتر آب تشکیل شده
یا هر ستونِ این روزنامه روی تنت ماسیده، باز هم درست جواب بده
ما نه کسی را گم کرده‌ایم که دنبالش بگردیم
نه دور چیزی پیچیده‌ایم
« جایی نباشم بی همیشه‌ات» را اگر رقیق‌تر کنی
انگشتان می‌شکنند حروفی را که بالا آورده‌ای
مگر هر انگشت چند حرف بود
که ستون سه از انتهای کفلت خرده‌نانی از واژه‌ای خالی را
در این یعنی خودکشی کمی رقیق می‌کند

برس به کمبود صدا
شده تعجب و ترس و رقص را شیاف الفبا کن
اما برس به کمبود صدا
مثل کمبود پروتئین یا آهن بدن نیست
مثل اینها نیست، نه مثل چیست
من که صرفا ساعت را پرسیده‌ام
حالا با این مغز گوزیده جان رؤیا را باید بالا بیاورم
تو که برای تکاندن از تنت واژه کم می‌آوری
کافی‌ست به در فکر کنی تا در به در شوی
به سگ تا هار
به گربه، تا به جان کلاف

می‌بینی چه درست جواب می‌دهد
آب بدنش
حروف انگشتانش
ستون‌بندی تنش
تنش نخ‌کش شد
فکر می‌کنم این یکی از خطوط کف دستش باشد
- بیا، بگیرش!

 

 

دومان ملکی
بایگانی شده در: شعر

 

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر