ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

 

چند راهكار دم دستى براى تنبل و در حاشيه ماندن

 

 

 

١.توى كتاب نوشته/ تنبلى كار زشته
يعنى اگه تو كتاب ننوشته بود/ كار زشتى نبود؟ 

٢.شاگرد آخر كلاس (به قول مثالى از بارت): او كه از همه لحاظ آخر است، و اين را بيش از هر كسى خودش لمس مى‌كند. داوطلبانه ته كلاس مى‌نشيند. او به آخر رانده نمى‌شود، يعنى سيستم او را به عقب هل نمى‌دهد. او خودش، خودش را به عقب مى‌كشاند و نيروى سيستم در برابر نيروى او هيچ است. آنان كه آن جلو گلوله مى‌خورند و اول مى‌شوند، ذره‌اى از شهامت و اعتماد به نفس او را در اين عقب نشستن باشكوه به ارث نبرده‌اند.  او حوصله‌ی سیستم را سر می‌برد. 

٣.او همواره حاشيه‌نشين است؛ حاشيه‌ی متنى مقدس كه دست كشيدن بر آن بى‌طهارت حرام است. بى‌وضو اما مى‌توان دست بر حاشيه‌ها كشيد. بر حاشيه در هر حالتى مى‌توان دست كشيد. اگر حاشيه نباشد متن ديگر مقدس نيست. اگر متن نباشد حاشيه گسترده مى‌شود و با اين گسترش ذات خود را به پرسش مى‌كشد. متن اما توان حاشيه شدن ندارد. چون به ناگزير حاشيه را پر مى‌كند. حاشيه سفيد است. لوحى پاك كه بر آن مى‌توان نوشت و حتا خود را تخليه كرد. بر متن اما نمى‌توان نوشت. بر متن بايد در حاشيه نوشت. متن بايد شديداً مراقب باشد. حاشيه به كندى اما  كاملاً ناگهانى قابل گسترش است. مثلاً مابين سطور و حتا تا پس‌زمينه‌ی واژه‌ها و حروف.

٤.در وصف حاشيه مى‌توان سرود: كعبه و بتخانه تويى تو. 
با اين حلواها اما دهان حاشيه شيرين نمى‌شود.

٥.متن بايد همواره در ياد داشته باشد كه حاشيه جلوتر نيست، عقب‌تر است. حاشيه اما مى‌تواند هر وقت ميلش كشيد فراموشى پيشه كند.

٦.حاشيه در جست‌وجوى شدت است و سرخوشى. هر بار كه آن‌ها را نمى‌يابد عقب‌تر مى‌نشيند. حال آن‌كه متن تنها به لحظه‌ی انزال مى‌انديشد. آن‌جا كه لذت در متن در اوج شدت كش پيدا مى‌كند، شكافى ايجاد شده تا حاشيه داخل شود. 

٧.حاشيه‌ی بى‌متن "مثل انسان و برهنه و بى‌استخوان است (نيما)" نيما تا آن‌جا كه توانست با اين برهنگى آخر مبارزه كرد.

٨.تنبلى هم‌چون عشقه‌اى است كه قرار است عشق از آن برخيزد. پس بپيچ دور اين متن و خفه‌اش كن. اما نه ناگهانى و نه به آرامى. 

٩.فلوبر مى‌گفت انديشه‌هاى حقيقى هنگام نشستن مى‌آيند. نيچه اما او را به تنبلى متهم مى‌كند و مچش را هنگامى كه ماتحت بر صندلى گذاشته مى‌گيرد. نيچه از كدام ويژگى فلوبر اين قدر در رنج بود؟ تنبلى او، يا حقه‌بازى‌اش؟ 

نیچه می‌گفت اندیشه‌ی حقیقی را باید هنگام قدم زدن جست. در عینِ حال نیچه عقیده داشت اندیشه آن زمان که من بخواهم به سراغم نمی‌آید، بل آن زمان که خود بخواهد می‌آید. نیچه نیز تنبل بود. نیرویی عظیم در خدمت تنبلی خلاق.
تنبلی خلاق آن هنگام رخ می‌دهد که تن از ذهن پیش افتد. ذهن حریف تن نشود.

10.آه ای حلزون/ از کوه فوجی بالا برو/ اما / آرام/ آرام
هایکو تنبل است. هایکو به دنبال تنبلی خلاق است. خلاقیتی که از پس خود برنمی‌آید، پس ناگزیر کناری می‌نشیند، در سکوت، به تماشا.

 

 

دومان ملکی
بایگانی شده در: 1001 راهکار

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر