ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

زيباترين زن جهان را ديدم
موهايش اسب
ابروها يشم خالص
چشم‌ها يكى قنارى و ديگرى مرغ مگس‌خوار
لب‌هايش مبل چرم لب‌شكل سالوادور دالى
گوش‌ها آماده براى ضرب پدال طبل‌هاى نوازنده‌اى برخاسته از روح صدا  
پره‌هاى بينى‌اش خرچنگ
و صدايش
كه با غياب همسفر مى‌شد.

ديدمش، آن‌جا بود
سينه‌هاى غافلگير كننده
نقش تبرى بر شرمگاه

با آينه‌اى در شكم
آماده براى تكثير،
در گرمى عريان مزاجش
رد شناى دلفين‌ها از بازو و ساعد تا نوك انگشت 
تغيير شكل بى‌شمار انحناى كمر و باسن 
تا ساعت‌ها از پشت ويترين تماشايش كنى
و ميل به ثبات تو را در خود غوطه‌ور سازد.

از ران تا ساق در گام‌هايش مى‌لرزيد
گام‌هايش نقش ضربدرى از مه بود بر زمين و هوا
گام‌هايش 
جان مى‌دادند براى نشستن بر مينى كاشته شده درست در نقطه‌ی اتكايى كه شايسته‌ی او بود
در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطين، اسرائيل، مصر، اوگاندا، نيويورك
هر جا كه بوى وطن 
هر جا كه

طعم دهانش آبجو را تلخ مى‌كند
شكلات را تلخ
زندگى را تلخ

ديدمش
كمى مانده به لب گور صدايش كردم
برنگشت.

 

 

13/06/90

 

دومان ملکی
بایگانی شده در: شعر

 

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر