ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

زبان گم می­‌کنم لابه‌­لای بابل چشم‌­هایت
تن به ترجمه نمی‌دهم تبعیدم نکن
لال ­تر از سکوت
شده‌­ام یک تماس بی‌پاسخ
از یاد می ­روم
آن­قدر کند
که هیچ لحظه‌ای بی یاد تو از یاد نرود
با لباس زخم غسل می‌­گیرم از داغ تنت

مخلفات لازم برای ول گشتن در خیابان‌­های درون:

1.عاشقانه‌­ای مفلوک که در بوق ماشین‌­ها گمت می­‌کند
و برای گم کردن دوباره‌­ات مجبور است هی بوق بزند

2.مردکی غم­‌پرست که دیوار صوتش از وطنش اوباش‌­تر است

3.پتک زمان که مانع از تصفیه‌ی خون می‌­شود

4.یک فقره جیره­‌خوار ویرانی که از وقت غرق شدنش گذشته
و مایل است کور شود در کوکائین چشم‌­هایت

5.یک عدد هایکو
تا تو را بچپانم توش
لامصب آن‌­قدر تنگ است
که دست و پایت می‌­ماند بیرون

کاش روی اسب‌­ها شرط می‌­بستی
روی سگ‌­ها
نه من که رو به آینه می‌­شاشم 

کاش روی عطرها شرط بسته بودی
روی بوها
مثل نبودنت خوابم می­‌کرد بوی تنت

ترانه ­بود تنم سی دقیقه در روز ترانه بود
کوک و ناکوک

می‌­خواستم بر خاک خودم بمیرم/ تیمم تعمید هجاهای سرگردان
تو که می‌­دانی کشور من گوشت و پوست ندارد
تنت خاک بود
تنت f--k بود
نافت مرکز جهان
حال من آواره به کجا تاتو شوم؟

وطنم باش با تمام تنت
بمب عشق در کنارم/ دست در دست
بوسه­ها لبان را قطعه‌قطعه کرده‌­اند

دارند نزدیک می­شوند
منفجرم کن

 

 

 

دومان ملکی
بایگانی شده در: شعر

 

 

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر