ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

 

شش شعر از «ریچارد براتیگن»  Richard Brautigan

 

 

«سوگواریِ بیوه­ زن»

 برای قرض گرفتن کمی هیزم
از همسایه­‌ها
به قدر کافی سرد نیست.

 

«30 دسامبر»

در ساعت 1:03 صبح بوی گوز
مثل وصلت بین یک آووکادو و کله‌ماهی‌ست.

برای نوشتن همین
مجبورم از تخت بیرون بپرم
آن هم بدون عینک بر چشمان­م.

 

«تا به حال زنی افسونگر...»

تا به حال زنی افسونگر هم‌چون بزرگراهی
بر دهانت شکفته؟ که تغییر دهد نفس‌هایت را
با خیالش؟ هم‌چون ماشین کوچکی با چراغ‌­های آبی
که مدام عبور می‌­کند در رؤیایی؟

 

«%15»

او سعی می‌­کند مردان را به انجام کارهایش وا دارد
اما نمی­‌تواند چون او %15
از خوشگلی کم دارد.

  

«فقط چون»

فقط چون
مردم عاشق فکرت هستند،
دلیل نمی‌شود
مجبور باشند
تنت را هم تحمل کنند.

 

«سایه­‌ی هفت سال بدبیاری»

چهره‌ای که پس‌مانده‌ی چهره‌های دیگر سرهم شده
نیازمند آینه‌ای است که از تکه آینه‌های شکسته
برهم شود.



 

ترجمه: دومان ملکی
منتشر شده در مجله گلستانه شماره 80
بایگانی شده در:
شعر

بالا

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر