ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

 

دو شعر از اریکا یونگ     Erica Jong

 

 

کتاب‌ها

 

                             «آن عالم که دیگران کتاب‌خانه‌اش می‌خوانند...»

                                                                                خورخه لوییس بورخس

 

کتاب‌هایی که وسط‌شان با نخ‌های سفید درشت وصله شده

کتاب‌هایی بر ساحل با صفحه‌های عینک دودی رنگ

کتاب‌­هایی درباره‌ی خوراکی با تصاویر گریپ‌فروت‌های گریان

کتاب‌هایی درباره‌ی پخت نان با گوشه‌های سوخته

کتاب‌هایی درباره‌ی مردان موبلند فرانسوی با صفحه‌های برش نخورده

کتاب‌های حکاکی‌های اروتیک با صفحه‌هایی که می‌چسبند

کتاب‌‌هایی درباره‌ی مسافرخانه‌هایی که ستاره‌های‌شان پت‌پت می‌کنند

کتاب‌های روشنایی‌های احاطه شده در تاریکی

کتاب‌هایی با صفحه‌های سفید و حاشیه‌های چاپی

کتاب‌هایی با پانوشت‌های تعصب‌‌آمیز در حروف بی‌نقطه

کتاب‌هایی با شپش‌های کتاب

کتاب‌هایی با اشکال چسبیده بر کاغذ برنجی

کتاب‌هایی با قارچ کتاب روییده بر صفحه‌های‌شان

کتاب‌هایی با صفحه‌هایی از پوست با صحافی‌های گوشتی رنگ

کتاب‌هایی نوشته‌ی مردان در مورد عشق با حرف O

کتاب‌هایی با بوی زمین که صفحه‌های‌شان می‌چرخند

 

 

سکوت او

 

هنوز پوست بلورین کودکی را بر تن می‌کند.

زیر دست‌هایش سنگ‌‌ها به آینه تبدیل می‌‌شوند.

چشم‌هایش چاقوهایند.

چه کسی زمین را به زیر پاهایش میخ‌کوب کرد؟

چه کسی دهانش را درون افق قفل کرد؟

چرا آفتاب غروب می‌کند هنگام که دست می‌ساییم؟

 

من در جست‌وجوی خطوط مابین سکوت‌ها هستم.

او تنها در جست‌وجوی سکوت‌ها.

 

این صفحه را زیر زبانش بچپان.

بازش کن انگار که برای جراحی.

بگذار چاقوی سرخ عشق بلغزد در آن.

 

 

 

 

ترجمه: دومان ملکی
منتشر شده در مجله گلستانه شماره63
بایگانی شده در:
شعر

بالا

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر