ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام

 

 

هر قدم

دیوانه‌تر از توست این عشق لعنتی

به گرد پای شمارش هم

هر نفس که تازه می‌کنی

از جای گرم بلند می‌شوم

از سکوت، که هر صدایی در آن دستِ روح است

و نفسِ من دیگر نفسِ روح

ترس یک حنجره

از این‌که سگ شود کلام

 

من دیشب هیچ خوابی ندیدم

تمام تو یک خواب ناتمام

هیچ‌کس نمی‌فهمد چه‌طور عبور می‌کنی از سیاره

که کف پا عرق نمی‌کند       جبین این عشق لعنتی

این personification کم‌مصرف

 

روشن است

نور هم اگر پیدا نشود

در تاریکی تن تو می‌شوم

وقتی به خاطر یک نیم‌رخ        ماه کامل من

 

دریا موج رد پا را می‌گیرد

ببند، تا جریان تو شود

خلاصه‌ی تو

تا پیدای خاطره نلنگد

قحطی بزند خواب

گوش تا گوش دروازه شوند شهرهای بی‌خیال

گوش بخوابانند صدای ما را

نترس! آن‌ها غریبه نیستند

نفس که می‌کشی

بیگانه‌ام

            هر قدم                                            

 

 

 

 

دومان ملکی
منتشر شده در نگاه نو شماره 75 
بایگانی شده در: شعر

 

 

 

 

 

©
انتشار مطالب بدون اجازه ممنوع و تنها نقل با ذکر مأخذ یا پیوند به صورت مستقیم مجاز می باشد
All rights reserved by Dooman Maleki
2010-17

Home

|

Notes

|
Poetry |
Essay | Books | Voice |

Contact

| Under mag

 

 

ورود مدیر